
رو به راه نیست احوالم شبا بد روزا درگیر کارم حالم خوش نیست تو منو کشتی پشت پنجره میشینمو خنده این پشت نی اخما تو هم غصه ها کوهن انگار مجبورم که ازت دورم بی تو این شبها چقدر شومن چقدر رفتارت تاثیر داره رو من نه میتونم جلوت این بحث رو بازش کنم نه میتونم با غمت تنهایی سازش کنم نه غرور اجازه میده که به تو خواهش کنم ولی نه دلم پر میزنه موهاتو نوازش کنم نه میتونم جلوت این بحثه رو بازش کنم نه میتونم با غمت تنهایی سازش کنم نه غرور اجازه میده که به تو خواهش کنم ولی نه دلم پر میزنه موهاتو نوازش کنم یه چیزی میگم بهت شاید بخندی بهم شاید اصلا چشاتو باز ببندی بره یه چیزی میگم فقط در حد گله اذیت میشم بس که چشمات خوشگله یه چیزی میگم یه چیزی میشنوی ما تو هر زمینه ای میکنیم پیشروی حالا که حرف دل حرفشو میشنوی ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب